تبلیغات
خانم ساده - کاش...
من،،،اینجا خودم هستم،،فقط خودم،،انسانی‌ متفاوت با روزهایم..

کاش...

نویسنده : خانم ساده
تاریخ:شنبه 10 اردیبهشت 1390-17:14

می‌خوام بنویسم،،،از امروز شروع می‌کنم،،،صبح زود پاشدم،،چرا؟؟؟یه ساعت بیداری داریم که خواسته ناا خواسته بیدارمان میکنه،،،بعد هم صبحانه،،،رفتم قدم زدم،،کلی‌ فکر کردم،،،آخرش هم بی‌ نتیجه ،،،نمیدونم کجا اشتباه کردم که اینجوری همه چی‌ به هم ریخته و گره خرده،،،دیگه خودمو نمیشناسم،،،کارام برام عجیبه،،،کاش که....البته که کاش رو همه کاشتن هیچی‌ در نیومد،،ما هم بکاریم،،،چیزی رو اگه خیلی‌ بخوام حتما به دست میارم،،ولی‌ این آرزوهای که دارم یعنی‌ خیلی‌ نمی‌خوام؟؟؟یا تو زندگی‌ قبلی‌ داشتم؟؟؟یعنی‌ سیرم ازشون،،،،،می‌خوام این آدم جدید رو ببرم بیرون با همه اشناش کنم...خوبی‌‌های این آدم جدید خیلی‌ بیشتره..کینه نمیگیره از کسی‌...هیچ قضاوتی نمیکنه،،،فقط کاش یه کم شجاع میشد که گاهی بتونه از حقش دفاع کنه،،،همین...